ميشد؛ شاهان نهتنها براي پيشگيري از آن، بلكه براي جذب طلاهاي بيگانه ميكوشيدند. نوسان قيمتهاي بيشتري در پي بود. چنان آشفتگي پولي وجود داشت كه هيچ معاملهاي بدون دخالت صراف امكان نداشت و او اگر هم آدم درستي بود محض رضاي خدا كار نميكرد. بسياري از اين صرافان يهودي بودند و اين چيزي بر محبوبيتشان نميافزود.
برگرديم به فرانسه كه در آنجا بيماريهاي مالي در بحرانيترين حد بود خطاهاي فيليپ زيبا ادامه يافت و جانشينانش آن را تشديد كردند. در زمان ژان دوم (1350 ـ 1364) بحران به اوج خود رسيد، زيرا او در طي ده سال هفتاد بار ارزش واحد ((ليورتورنوا))1 را تغيير داد.
ارزش آن ميان دو حد 10 و 2/07 در نوسان بود! بهعلاوه مقدار زيادي پول خُرد كمبها هم ضرب شده بود.
بنابراين عجيب نيست كه محققان درصدد پژوهش و كشف حقههاي پولي برآمدند.
شكلگرفتن تفكر اقتصادي آغاز شد و ميتوان يقين داشت كه پول خميرمايهٴ آن بود. رشد تجارت جهاني ناگزير مشكلات مصنوعي ناشي از دستگاههاي پولي و اوزان و مقادير رايج در كشورهاي مختلف يا حتي بخشها و شهرهاي مختلف يك كشور را آشكار ميساخت. اين كاملاً بد بود، ولي براثر نوسان عنان گسيختهٴ پول هر كشور مشكلات ناشي از آن به مراتب بيشتر شده بود. نهتنها در كتاب فرانچسكو پگولوتي كه كاملاً درخور انتظار است، بلكه در آثاري از قبيل تاريخ جوواني ويلاني يا رسالههاي ديني فرانسوا دو ميرون فرانسيسي هم مطالب اقتصادي فراواني وجود دارد. نخستين كسي كه دقيقاً خطرهاي ناشي از دخالت شاه در امور پولي را براي كشور خاطرنشان ساخت، قاضي بسيار هوشمندي به نام پير دو بوا بود. ژان بوريدان و نيكول اُرام عقايد او را گسترش دادند و بهصورت منظمي درآوردند.
بوريدان (وفات: 1358) و اُرام (وفات: 1382) در ميان بهترين اذهان عصر خويش افراد برجستهاي بودند، بحثهاي زيادي شده در زمينهٴ اينكه كداميك الهامبخش ديگري بودهاست. از آنجا كه سند لازم براي اثبات تقدم هيچكدام كاملاً در دست نيست، بهتر است فعلاً اين امر مسكوت بماند. مسئله را هركدام آغاز كرده باشند، اُرام تكميل كرده و رسالهٴ او در باب منشأ، ماهيت، مشروعيت و تحول پول (حدود 1355) در نوع خود نخستين بود و از يادمانهاي آثار اقتصادي به شمار ميرود، بيشتر مطالب آن قديمي ولي تركيبش تازه بود و يك آفرينش علمي واقعي. ديدگاه علمي اُرام در بحث از نسبت طلا و نقره، كه يكي از علل مشكلات مالي بود، مزيت خود را نشان ميدهد. او مدعي شد كه اين نسبت را خودسرانه نميتوان تغيير داد، بلكه با